امیر حسین گلم

خرید بک لینک
دیروز تو تونستی خودتو جلو بکشی و همش میخواستی انگورای دایی سجادو برداری و دایی هم درحالی که انگور میخورد مرتب بشقابو عقب میبرد و تو باز هم دستو پازنان میخواستی جلو بری اخر سر هم دایی هادی اومد همشو خورد هیچی واسه بقیه نموند

امروز صبح تو رو با داداشی بردیم حرم شاه عبدالعظیم و چون روز دوم محرمه لباس علی اصغری هایی که دیشب بابابزرگ یونس برات خریدو تنت کردیم با مامانم

از همین لباسا مامانم برای علیرضاهم خریده بود یادش به خیر تن اونم کردم

نوکرای امام حسین

دایی سجاد هم که میخواست بره دانشگاه کلی بوست کرد و عکس گرفت و رفت

بعد که اومدیم خونه مامان برزگ و بعد هم برگشتیم خونه پیش بابا بااون بازی کردین

برای امیرحسین عزیزم...

ما را در سایت برای امیرحسین عزیزم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 22:56

صفحه بندی